كاربرد GIS در يکپارچه‎سازی اراضی کشاورزی و توسعه‌ي روستايی؛ منطقه‌ي مورد مطالعه: روستای روشت بزرگ (بناب)

 1ـ مقدمه

با توجه به مطالعات صورت گرفته، هدف اوليه‌ي توسعه‌ي روستايي از ميان بردن فقر و هدف‎هاي ثانويه آن افزايش توليد و بهره‎وري، توزيع عادلانه‌ي منافع توسعه، تجديد ساخت توليد و ... مي‎باشد. اين هدف‎ها با توجه به ارزش‎ها، ايدئولوژي‎ها و سيستم‎هاي حكومتي در كشورهاي مختلف جهان از طريق برون‎نگري (توسعه از بيرون)، توسعه از بالا و ديدگاه نوسازي با استفاده از الگوي فن‎سالارانه، اصلاح‎طلبانه يا راهبرد مبتني بر بازار آزاد قابل تحقق مي‌باشد يا تحقق هدف‎هاي توسعه‌ي روستايي از طريق درون نگري ‎ـ ‎توسعه از پايين و درون‎زا ـ و ديدگاه دگرگون‎سازي با استفاده از الگوهاي اسكان، اصلاحات ارضي و ... امكان‎پذير تشخيص داده شد.

اين دو ديدگاه، علي‎رغم تباين و تفاوت، تغيير ساخت اقتصادي و اجتماعي را از طريق اصلاحات‎ ارضي و يكپارچه‎سازي اراضي زراعي براي دستيابي به اهداف توسعه لازم و ‌ضروري قلمداد مي‎كنند و براي گذار از‌ ساختي به ساخت ديگر، «اصلاحات ارضي» و «فرايند يكپارچه‎سازي»‎ را مهم مي‎شمارند تا جايي كه اصلاحات ارضي يك پديده‌ي پويا، تحول‎زا و توسعه‎زا قلمداد شد و از آن به عنوان فرايندي ياد شد كه در صورت اجراي تمام اجزاي آن به‎ويژه يكپارچه‎سازي، مفاهيم تحول، و توسعه مصداق پيدا مي‌‌كند. در اين راستا اصلاحات ارضي موفق، علاوه بر اهداف اقتصادي، عدالت اجتماعي و سياسي از طريق باز توزيع زمين، در بر‌گيرنده‌ي تغييرات شكل، اندازه، توزيع فضايي، نحوه‌ي مالكيت، روش توليد و ساخت فضايي اراضي زراعي است كه با اجراي يكپارچه‎سازي قابل تحقق مي‌باشد و مرحله‎اي از تغيير ساخت را ممكن مي‎‌سازد. به عبارت ديگر، يكپارچه‎سازي فرايندي است كه با تغيير ساخت فضايي اراضي زراعي از طريق اصلاح و تحول در مديريت مزرعه ضمن تحرك‌بخشي به اقتصاد روستا، تحول در ساختار فضايي نواحي روستايي (توسعه‌ي روستايي‎) را تسهيل مي‎نمايد.

 2ـ مساله پراكنش اراضي و ضرورت يكپارچه‌ساري اراضي

بررسي‎هاي انجام شده در جهان و ايران نشان مي‎دهد كه يكي از موانع توسعه‌ي روستايي و گذار از مرحله‎اي به مرحله‌ي ديگر، پراكنش اراضي زراعي است كه در ‌تقسيم‎بندي ‌كلي ‌علل آن شامل عوامل اجتماعي ـ فرهنگي، اقتصادي، فيزيكي و‌ كاربري‌ مي‎باشد.

اين مطالعات در هندوستان، ايتاليا و كشورهاي اروپايي چون دانمارك، يونان، هلند و ايران حاكي از آن است ‌كه عوامل اجتماعي ـ فرهنگي موثر در پراكنش و تشديد آن عناصري چون ساختار مالكيت خصوصي، قوانين ارث، وقف، تصميمات سياسي، به‎ويژه بازتوزيع زمين، آداب و سنن فرهنگي ـ جهيزيه، هديه، مهريه ـ از هم پاشيدن خانوارهاي گسترده، رشد جمعيت و شيوه‌ي بهره‌برداري و تغييرات آن مي‌باشد. پراكنش در ابعاد مختلف اكولوژيكي، اجتماعي ـ فرهنگي، اقتصادي و كاربردي، ضررهاي جبران‎ناپذيري را در دستيابي به توسعه‌ي روستايي و توسعه‌ي ‌ملي ‌به دنبال داشته است و دارد. با توجه ‌به ‌مطالعات ‌سارجنت (1952)، نا‌يلون (1959)،‌‌ چشلم ‌(1962)، ژاكبوبي (1968)، زهير (1975)، سايمونس (1983)، طالب (1366)، شهبازي (1367)‌، افتخاري (1372)، عدم يكپارچگي اراضي مشكلات زير را در پي دارد:

 1.       از دست رفتن فرصت،

2.       هزينه‎هاي اضافي ناشي از جابه‌جايي نيروي انساني، حيواني و ساير عوامل توليد،

3.       عقلاني و اقتصادي نبودن كشاورزي،

4.       هدر رفتن زمين، نيروي انساني، نهاده‎ها و مواد اوليه،

5.       افزايش هزينه‌هاي توليد،

6.       مشكل نظارت بر كار،

7.       عدم امكان زهكشي‌كامل و ساير طرح‎هاي بهبود ـ آبياري،

8.       تشديد فرسايش خاك،

9.       محدوديت در حفاظت آب و خاك،

10.   افزايش گرفتاري‎ها و اختلافات و مشاجرات.

همان‎طور كه بيان شد يكپارچه‎سازي اراضي زراعي، نقطه‌ي مقابل و جايگزين پراكنش اراضي است. از اين‎رو معايب پراكنش، محاسن و مزيت‎هاي يكپارچه‌سازي تلقي مي‌شود. لذا به اشاره‎‌ي مختصر از مزاياي يكپارچه‎سازي در زير اكتفا مي‌شود:

يكپارچه‎سازي اراضي زراعي اثرهاي زير را به دنبال دارد: افزايش توليد و كارايي در واحد سطح، بهبود وضعيت اجتماعي و مديريت مزرعه، بهبود حفاظت خاك، ‌كاهش اجاره و هزينه‎هاي نيروي انساني، افزايش استفاده از بذر اصلاح شده، افزايش ارزش زمين و در‎آمد، استفاده‌ي بهتر از ماشين‎‌آلات، صرفه‌جويي در آب، كاهش اختلافات، تغيير الگوي كشت، كاهش فقر و در نتيجه سهولت دستيابي به توسعه‌ي روستايي. با توجه به سابقه‌ي تاريخي، يكپارچه‎سازي اراضي زراعي در كشورهاي شمال و جنوب ‎ـ علي‎رغم تشابهات در بعضي عوامل به لحاظ شرايط ويژه‌ي مكاني (جغرافيايي) و ساختار فضايي ‎ـ تفاوت‎هاي بارزي داشته‌ ‎است. از اين رو ضرورت‎هاي يكپارچه‎سازي در اين كشورها به طرح پيشينه‌ي تاريخي تفكر حاكم بر راهبردهاي انتخاب شده نياز دارد. طرح يكپارچه‎سازي اراضي در اين كشورها عموماً در دهه‌ي 1950 و اوايل 1960 بر نظريه‎هاي رشد اقتصادي استوار بود.

با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، جهت‌گيري‎ها از همان روزهاي اوليه در راستاي يكپارچه‎كردن اراضي زراعي از طريق تشكيل تعاوني‎هاي مشاع، بقا و تشويق و گسترش تعاوني‎هاي توليد، شركت‎هاي سهامي زراعي و در برنامه‌ي اول توسعه‌ي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي (1372 ـ 1368) از طريق گسترش و ايجاد كشت و صنعت‎ها و ساير سازمان‎هاي توليد جمعي و خصوصي دنبال شد تا آنجا كه در اين برنامه پيش‎بيني شده بود كه تا پايان سال 1372 يك ميليون هكتار اراضي زراعي در سطح كشور تحت پوشش طرح‎هاي يكپارچه سازي در‎آيد و تعداد 21 شركت سهامي زراعي و 29 شركت تعاوني توليد روستايي ايجاد شود. لكن علي‎رغم حر‌كت خودجوش بهره‌برداران خانوادگي و اقدامات و مساعدت‎هاي دولت در راستاي يكپارچه‌سازي اراضي زراعي، هنوز اين امر به‎طور كامل تحقق نيافته است. در منطقه مورد مطالعه بعد از اصلاحات ارضي زمين‎هاي زراعي روستا در ميان 160 خوش‎نشين تقسيم شد. قبل از اصلاحات ارضي مالكيت اراضي روستا با بزرگ‌مالكان بود كه اين مالكان اراضي زراعي خود را در اختيار زارعان بهره‌بردار قرار مي‌دادند. اين افراد به عنوان زارعان صاحب نسق شناخته مي‌شدند و اراضي بزرگ‌مالكان در طي مراحل اصلاحات ارضي به اين افراد واگذار شد.

كمبود آب، پراكنش اراضي زراعي در قطعات كوچك، هزينه‎هاي زماني و مالي و تنشهاي اجتماعي ‎ـ حقوقي‌ ضرورت طرح يكپارچه‌سازي‌ اراضي را‌ بيش از پيش ‌‌‌نمايان مي‌سازد.

 3ـ استفاده از فنون تجزيه و تحليل فضايي

با وجود پيشرفت دانش فني براي ارايه‌ي تكنيك‎هاي تجزيه و تحليل فضايي، در بسياري از كشورهاي جهان سوم در اين راستا از فنون[1] سنتي و قديم استفاده مي‌شود كه اين ضعف نشات گرفته از دو عامل اساسي زير مي‎باشد:

 1.       عدم سرمايه‎گذاري كافي براي استفاده از فنون جديد،

2.       نبود نيروي متخصص براي به‌‎كارگيري آن.

ازاين‌رو در اكثر كشورهاي جهان سوم از جمله ايران، در بسياري از طرح‎هاي عمراني و زير‌بنايي از روش‎هاي سنتي و دستي استفاده مي‎شود. سيستم‎هاي جديد به لحاظ استفاده از ماشين، قدرت و دقت بسيار بالايي نسبت به روش‎هاي سنتي دارند، همچنين از نظر زمان اين فنون با سرعت بسيار زياد، داده‎ها را پردازش و مدل بهينه را ارايه مي‎نمايند.

سيستم اطلاعات جغرافيايی (GIS) در حال حاضر قدرتمندترين سيستم تجزيه و تحليل، تلفيق عناصر فضايي و غيرفضايي و مدل‎سازي مي‎باشد. اين سيستم با تبديل اطلاعات جغرافيايي به صورت رقومي و ذخيره‌ي آن در رايانه، امكان هر‌‌گونه فعاليت و بازنگري اطلاعات را فراهم مي سازد. GIS ابزار قدرتمندي ‌براي ‌كار با داده‎‌هاي مكاني ‌مي‎باشد. در GIS چون داده‎ها به صورت رقومي نگهداري مي‌شود از نظر فيزيكي حجم ‌كمتري را نسبت به روش‎هاي سنتي اشغال مي‌‌كنند. در GIS با استفاده از توانايي‎هاي رايانه مقادير بسيار عظيمي از داده‌ها را مي‎توان با سرعت زياد و هزينه‌ي نسبتاً كم نگهداري و بازيابي نمود. توانايي اجراي تحليل‌هاي مكاني پيچيده، مزيت هاي كمي و كيفي را فراهم مي‌‌كند. اين سيستم با توجه به قابليت انعطاف‌پذيري بالا، توانايي پاسخگويي به نيازهاي جديد را فراهم مي‌سازد و روز به روز در حال تكامل و پيشرفت است.

 4ـ فنون مورد استفاده در فرايند يکپارچهسازی اراضی

فنون مورد استفاده در فرايند يکپارچه‎سازی اراضی دو دسته‌اند: سنتي (دستي) و جديد (استفاده از ماشين).

4ـ1ـ فنون سنتي

در روش سنتي تمام مراحل انجام طرح از برداشت زميني تا تجزيه و تحليل اطلاعات و نتيجه‎گيري همگي به صورت دستي است كه سه مساله‌ي سرعت (عامل زمان)، دقت (در تمامي مراحل انجام كار) و هزينه را دربردارد.

در روش سنتي در زمينه‌ي مسايل مربوط به توسعه‌ي روستايي عموماً و به‎طور اخص در يكپارچه‎سازي اراضي، به‌دليل حجم عظيم عوامل و اطلاعات مورد بررسي كه معمولاً به صورت دستي انجام مي‌گيرد. طرح‎ها زمان‎بر است و طي دوره‎هاي مختلف زماني انجام مي‌گيرد. همچنين به علت وجود خطاهاي انساني در مراحل انجام طرح احتمال بروز نتايج نادرست و اشتباه وجود دارد و ‌از آن‌جاكه هزينه، تابعي از زمان انجام پروژه است با افزايش مدت زمان انجام طرح، هزينه‎هاي طرح نيز افزايش‌ مي‌يابد. در روش‎هاي سنتي، تهيه‌ي نقشه‎ها عموماً از طريق برداشت زميني صورت مي‎گيرد كه اين روش نه تنها نيازمند به‎كارگيري نيروي انساني ماهر است بلكه نتيجه‌ي ‌‌كار در مقايسه با روش‎هاي جديد درصد خطاي بالايي دارد. در روش‎هاي سنتي تمام محاسبات و تجزيه و تحليل متغيرها اولاً زمان‎بر و ثانياً احتمال بروز اشتباه در آن‌ها زياد است. در نتيجه، فنون سنتي نواقص عمده‌اي دارد.

4ـ2ـ فنون جديد

در اين روش‎ها استفاده از ابزار و ماشين پايه و اساس مطالعات را تشكيل مي‎دهد. با توجه به فن‌آوري‎هاي جديد و گسترده و مقتضيات زمان، دامنه‌ي فنون جديد بسيار وسيع و گسترده‎اند كه از آن جمله مي‎توان به MIS وGIS  اشاره نمود.

با توجه به كاربرد GIS در اين تحقيق بعضي از قابليت‎هاي اين سيستم در تحليل فضايي به‎شرح زير بيان مي‎شوند:

1.    تعيين مكان (نقطه يا فضا) بر اساس مشخصات معين: مثل تعيين مكاني كه بارندگي 200 ـ300 ميليمتر، شيب 2%، ارتفاع 600 ـ 500 متر و خاك كم‌عمق داشته باشد،

2.       تعيين مكان از روي جدول مشخصات مكان‎ها،

3.       تعيين مشخصات يك مكان: در اين روش يك مكان انتخاب مي‌شود و سيستم، كليه‌ي مشخصات آن مكان را شناسايي مي‌كند،

4.       روي‎هم‎گذاري لايه‎هاي اطلاعاتي و توليد نقشه‌ي جديد از تركيب لايه‎ها،

5.       شناسايي نقاط يا سطوح همگن بر حسب ويژگي‎هاي تعيين شده،

6.       منطقه‎بندي[2] بر اساس لايه‌هاي اطلاعاتي و شرايط و معيارهاي معين،

7.       شناسايي حداقل مسير و حداقل زمان ميان دو نقطه،

8.       شناسايي روابط فضايي ميان فضاها و مكان‎ها روي نقشه،

9.       جايابي[3] صنايع، خدمات و تاسيسات براساس معيارها و ضوابط معين،

10.   ارزيابي تناسب اراضي يا مناطق براي انواع كاربري‎ها،

11.   تلفيق اطلاعات ماهواره‎اي با اطلاعات نقشه‎اي،

12.   توليد نمودار و نمايش انواع نقشه‌ها بر اساس يك يا چند لايه،

13.   تعيين فاصله‌ي بين نقاط،

14.   شناسايي قابليت‎هاي فضاي روستاها (منابع آب، خاك، مرتع، معدن و ...)،

15.   تغيير و تبديل مقياس و سيستم تصوير.

با توجه به استفاده از GIS در اين تحقيق به منزله‌ي فني نو در راستاي يكپارچه‌سازي اراضي و توسعه‌ي روستايي نخست به مزاياي كاربرد GIS اشاره‌اي خواهيم ‌كرد. رقومي‌كردن نقشه‌هاي كاغذي، امكان تجزيه و تحليل كمي و كيفي با دقت و سرعت بالا، امكان توليد مجدد، بهنگام‎سازي و رفع خطاها و اشتباهات، امكان نگهداري اطلاعات در فضايي اندك و توليد نقشه‌ با مقياس‎هاي دلخواه و اشكال گوناگون، از مزاياي اين سيستم است كه در روش‎هاي دستي و مرسوم به سختي و با خطاي نسبتا زياد امكان‌پذير مي‌باشد.

در روش‎ دستي، رسم نقشه‌ي شيب نياز به زمان بسيار زياد و زحمت فراوان دارد ولي در اين سيستم كافي است كه نقشه توپوگرافي به‎طور صحيح وارد سيستم شود تا تهيه‌ي نقشه‌ي رقومي زمين، شيب، جهات جغرافيايی و ساير مدل‎ها در کمترين زمان امکان‎پذير شود.

 5ـ روش انجام كار

جهت به كار‌گيري GIS در فرايند يكپارچـــه‎سازي اراضي و توســعه‎ي روستايي و نتايج حاصله در اولين مرحله داده‌هاي «مكاني» و غيرمكاني يا «توصيفي» جمع‎آوري مي‌شوند و به‎طور دقيق به هم متصل[4] مي‌شوند.

معمولاً در GIS به پنج روش داده‎ها ثبت مي‌شوند:

1.       ثبت توسط صفحه كليد،

2.       هندسه‌ي مختصات،

3.       رقومي‎كردن دستي،

4.       جاروب (اسكن) كردن،

5.       وارد كردن فايل‎هاي رقومي موجود.

در اين تحقيق از روش‎هاي1، 3، و 4 استفاده‌ شد. بدين صورت كه با تهيه‌ي آخرين عكس‎هاي هوايي منطقه و اسكن‎‌كردن، نقشه‌هاي رقومي، قطعات زراعي و ديگر لايه‌هاي اطلاعاتي تهيه شد. در اين مرحله براي دقيق‌تر ‌شدن نتيجه‌ي كار از قابليت Zoom به‌منظور بزرگ‎نمايي هر‌چه بيشتر ‌استفاده شد به‎طوري كه نقشه‌ي حاصل از عكس هوايي در مقايسه با نقشه‌هاي تهيه شده‌ي دستي با تستي كه در منطقه و بر روي زمين انجام گرفت، نشان داد كه از نظر موقعيت، دقت بسيار بالايي دارد.

به‌منظور آزمون ميزان صحت و دقت نقشه‌ي استخراج شده از عكس هوايي، نقاط كنترل بر روي نقشه انتخاب شد و با مد نظر قرار دادن اين نقاط بر روي زمين به صورت نمونه اندازه‎گيري فاصله و مساحت صورت گرفت. با توجه به نتايج حاصله، حداكثر اختلاف فاصله، يك متر در هر كيلومتر و حداكثر اختلاف مساحت 3 مترمربع در هر هكتار محاسبه شد. بيشترين مقدار خطا در اندازه‎ها برابر با 65/2 متر در هر كيلومتر مي‎باشد كه اين مقدار در مقايسه با برداشت‎هاي زميني سنتي ناچيز مي‎باشد.

نكته‎ي حايز اهميت ديگر هزينه‎هاي زماني، مالي و پرسنلي در روش استخراج نقشه از روي عكس‎هاي هوايي در مقايسه با روش‎هاي سنتي مي‌باشد كه در روش نوين اين هزينه‌ها حداقل تا يك‌سوم كاهش مي‌يابد و نتايج حاصله نيز دقت، صحت و كيفيت بيشتري دارد.

نقشه نهايي توليد شده از عكس‎هاي هوايي منطقه، دربرگيرنده‌ي 1240 قطعه زمين زراعي مي‎باشد كه هر قطعه از زمين‎ها در سيستم به صورت Polygon با ID مشخص تعريف شده است. پراكندگي اراضي كشاورزي در‌منطقه‌ي مورد مطالعه در قالب 10 نهر زراعي مي‎باشد. به‌منظور مشخص شدن تعداد قطعات هر مالك در سيستم، مالكان اراضي كدبندي شدند و سپس با توجه به كدهاي اختصاصي به هر مالك تعداد قطعات و همچنين پراكندگي قطعات زراعي مالكان در نهرهاي زراعي ده‌گانه به‎منظور ارايه‌ي مدل يكپارچه‎سازي قطعات زراعي برحسب نهرهاي زراعي، محاسبه شد. تمامي اطلاعات گردآوري شده از طريق مطالعات كتابخانه‏اي و عمليات ميداني به صورت لايه‎هاي اطلاعاتي مجزا در سيستم پياده شد.

GIS قابليت انطباق1 لايه‎هاي مختلف را به‌منظور انجام تجزيه و تحليل‎هاي مورد نياز دارد (شكل 15) به ‌عنوان نمونه با انطباق لايه اطلاعاتي توپوگرافي و راه‎هاي ارتباطي، سيستم اطلاعات جغرافيايي قادر به ارايه‌ي مدل بهترين مسير خطوط ارتباطي با توجه به شرايط توپوگرافي خواهد بود.

 6ـ تجزيه و تحليل متغيرها

از عمده متغيرهاي مورد بررسي، نوع كشت قطعات و پراكند‌گي فضايي آن مي‎باشد. بدين منظور با اختصاص ‎دادن كد مشخص به هر يك از كشت‎ها، تجزيه و تحليل‎ها در ارتباط ‌با تعداد قطعات اختصاصي به هر مالك، مساحت قطعات و توزيع فضايي قطعات برحسب نوع‎ كشت مشخص‌ شد. همچنين مساحت بزرگترين و كوچكترين قطعه‌ي هر يك از كشت‎ها به همراه ميانگين قطعات اراضي براي مشخص نمودن كشت غالب و توزيع فضايي آن مدنظر قرارگرفت.

 با توجه به ارتباط ميان پرت آب، نوع خاك و توپوگرافي زمين ‎ـ به‎طوري كه هرچه بافت خاك سست‌تر باشد و شيب‎زمين كم، پرت آب زيادتر است‎ ـ و با در نظر گرفتن نقشه‌ي نوع ‌خاك و نقشه‌ي توپوگرافي ‌محدوده‌ي مورد مطالعه، با فرض حداقل 10 ليتر پرت آب در هر كيلومتر از نهـرهاي سنتي ‌منـطقه و با در نظـر گرفتن طول آبراهـه‌ها، به‎طور متوسط 4/171840 مترمكعب آب زراعي در زمان آبياري به هدر مي‌رود.

جدول (6) ميزان پرت آب در وضع موجود و مدل پيشنهادي را به صورت مقايسه‌اي به‌منظور مشخص شدن ميزان كاهش پرت آب در نتيجه‌ي كاهش طول آبراهه‌ها نشان مي‌دهد. در نتيجه با ارايه‌ي مدل بهينه‌ي نهرهای زارعی و يکپارچه‌سازی اراضی به ميزان 1060066 متر‌مکعب آب‌ صرفه‌جويی می‌شود.

 

جدول (6) ميزان پرت آب در طول آبراهه‌هاي اراضي زراعي روستاي روشت بزرگ

 

طول آبراهه (كيلومتر)

ميزان پرت آب (ليتر)

ميزان كاهش پرت در مدل پيشنهادي

وضع موجود

1718440

17184040

مدل پيشنهادي

1060076

10600760

6583280

 از عمده مسايل مربوط به قطعات زراعي كوچك، عدم كارآيي ماشين‌آلات كشاورزي در مراحل آماده‌سازي زمين، داشت و برداشت محصول مي‌باشد. در نتيجه بهره‎برداران قطعات زراعي كوچك ناچار به استفاده از روش‎هاي سنتي كشت مي‌باشند. اين روش‎ها عموماً عدم استفاده‎ي مطلوب از زمين‎هاي كشاورزي را در نتيجه فرسايش خاك در پي دارد. همچنين با توجه به مطالعات انجام شده، فرسايش بادي در اراضي كوچك بيشتر از قطعات زراعي بزرگ مي‌باشد.

نهرهاي سنتي نيز به دليل نداشتن حاشيه و بستر محكم (بتون) در مواقعي كه شدت جريان آب زياد است، همواره مقداري از خاك‌هاي زراعي، حاشيه‎ي خود را فرسايش ‌مي‎دهند. با انجام يكپارچه‎سازي اراضي، قطعات زراعي از 1240 قطعه به 639 قطعه‌ كاهش مي‌يابد و ‌در نتيجه با وجود اندازه‌ي قطعات زراعي بزرگتر، از فرسايش ‌بادي كاسته و امكان استفاده ‌از ماشين‎آلات ‌كشاورزي فراهم ‌مي‌شود. طول آبراهه‎ها از1718404 كيلومتر به 1060076 كيلومتر كاهش يافته است در نتيجه از ميزان فرسايش آبي در زمين‎هاي كشاورزي نيز كاسته مي‌شود (جدول 7).

جدول (7) مقايسه‌ي تطبيقي نتايج حاصله

 

مساحت اراضي زير كشت (من)

تعداد قطعات زراعي

طول آبراهه‌ها (Km)

وضع موجود

81843

1240

1718404

مدل پيشنهادي

83258

693

1060076

تفاضل

1415

547

658328

 با توجه به مطالب فوق در خصوص ارتباط ميزان فرسايش خاك با اندازه‌ي قطعات و امكان به كارگيري ماشين‌آلات كشاورزي و فرسايش بادي و نوع و ميزان پراكنش آبراهه‌ها و تاثير آن در فرسايش‌ خاك، با انجام يكپارچه‎سازي اراضي ‎ـ با در نظر گرفتن بزرگتر شدن اندازه قطعات و كاهش طول آبراهه ‎ـ می‌توان به ارتباط معني‌دار فرسايش خاك و يكپارچه سازي ‌اراضي با توجه به نتايج حاصله پی برد.

پراكنش اراضي ‌زراعي و فاصله‎ي زماني قطعات زراعي از همديگر از ديگر مسايل قابل بررسي در رابطه با ضرورت يكپارچه‌سازي اراضي مي‎باشد. قطعات زراعي پراكنده علاوه بر اين‎كه قسمت زيادي از وقت زارعان را به‌منظور پيمودن فاصله‎ي قطعات به خود اختصاص مي‌دهند، بروز برخي از تنش‎ها و برخوردهاي اجتماعي‎ ـ حقوقي را بين زارعان به دنبال دارد. يكپارچه‌سازي قطعات كوچك و پراكنده، با كاهش مجاورت‎هاي ناشي از پراكنش، از اختلافات و در‌گيري‎ها بين كشاورزان مي‌كاهد.

جدول (8) مقايسه‌ي موردي اراضي مجاور تعدادي از مالكان را در وضع موجود و در مدل پيشنهادي نشان مي‎دهد.

از آن‎جايي‎كه آبراهه‌ها، راه‎هاي ارتباطي و مرزهاي بين قطعات قسمتي از اراضي كشاورزي را به خود اختصاص مي‌دهند، با اجراي طرح يكپارچه‌سازي اراضي مقدار زيادي از اين اراضـي آزاد مي‌شود. در نتيـجه سـطح زيركشت افزايش مي‎يــابد. مســاحت اراضي زيركشت منطقه‎ي مورد مطالعه در سال زراعي 1377 برابر با 81843 هکتار مي‎باشد كه اين مقدار بعد از يكپار‌چه‎سازي قطعات برابر با 83258 هکتار مي‎باشد، به عبارت ديگر، يكپارچه‌سازي اراضي در منطقه‎ي مورد مطالعه، 1415 هکتار زمين زراعي به سطح زيركشت منطقه اضافه نموده است.

 جدول (8) مقايسه تعداد قطعات زراعي مجاور (وضع موجود و مدل پيشنهادي)

كد مالك نمونه‌ي انتخابي

تعداد قطعات

تعداد قطعات مجاور

وضع موجود

مدل پيشنهادي

وضع موجود

مدل پيشنهادي

88

21

8

25

17

93

17

7

54

23

100

24

9

76

28

4

11

5

35

16

53

15

6

48

19

 

باتوجه به نتايج حاصله درخصوص به‎كارگيري سيستم GIS در ارتباط با منطقه‌ي مورد مطالعه و جدول مقايسه‎اي زير (جدول 9)، كارايي بيشتر GIS با مدنظر قراردادن قابليت‎هاي مورد استفاده در طي تحقيق در خصوص توليد نقشه با دقت و صحت زياد، ذخيره‌سازي آسان اطلاعات، توليد نقشه‌هاي موضوعي در مقياس‎هاي دلخواه، تجزيه و تحليل فضايي و ارايه‌ي خروجي به صورت نقشه، جدول، نمودار و گزارش مورد قبول قرار مي‌گيرد.

انعطاف‌پذيري‌ بالاي‌ GIS امكان تكامل بيشتر اين سيستم را در آينده ‌فراهم مي‎سازد، به گونه‎اي كه با طرح نيازهاي جديد در خصوص تجزيه و تحليل‎هاي فضايي، GIS قابليت‎هاي جديدي را ارايه مي‌دهد.

 نتيجه‌گيري و توصيه‌ها

7ـ1ـ نتيجه‌گيري

با توجه به مطالعات انجام شده (كتابخانه‎اي و ميداني) در ارتباط با فرايند يكپارچه‌سازي اراضي زراعي و توسعه‎ي روستايي، در يك نتيجه‌گيري كلي مي‎توان گفت كه پراكند‌گي زمين و كوچكي قطعات تحت بهره‎برداري كشاورزان در بهره‌برداري‎هاي دهقاني، مشكلات و تنگناهايي در كشت و كار و روابط اجتماعي در جامعه‌ي روستايي پديد آورده است، به‎طوري‎كه در وضعيت كنوني به عنوان مانعي اساسي در توسعه‌ي كشاورزي جامعه‌ي روستايي به‌شمار مي‌رود‌. راه حل اساسي براي رفع اين گونه مشكلات، صرفاً از طريق يكپارچه نمودن قطعات متفرق و پراكنده تحت بهره‌برداري زارعان (نسق زراعي) توام با اجراي عمليات زير‌بنايي آب و خاك براي كاهش تفاوت كيفيت زمين‎ها در اين‎گونه بهره‌برداري‎ها ميسر است. اجراي چنين عملياتي بي‌‌ترديد نويدبخش تحول اصولي و بنيادي در ساختار كشاورزي و ديدگاه كشاورزان خواهد بود.

 جدول (9) مقايسه‌ي قابليت‎هاي فنون مرسوم در توسعه‌ي كشاورزي و روستايي

پارامترها

فنون

فنون نوين(GIS)

فنون سنتي(دستي)

استفاده از ماشين

به كارگيري ماشين در مراحل تشكيل بانك اطلاعاتي، تجزيه و تحليل‎، نتيجه‎گيري و ...

استفاده محدود از ماشين و فنون ابتدايي در مرحله پردازش اطلاعات

سرمايه‌گذاري اوليه (بنيادي)

زياد ( سخت افزار، نرم افزار و آموزش)

كم (عمليات ميداني ـ مواد مصرفي)

شيوه‌‌ي گردآوري اطلاعات

غيرمستقيم (عكس‎هاي هوايي و ماهواره‎اي)، مستقيم (ميداني، كتابخانه‎اي و اسنادي )

مستقيم (ميداني، كتابخانه‎اي و اسنادي)

نيروي انساني متخصص

ضرورت آشنايي كاربر با فنون نوين و نحوه‌ي استفاده از آن

عدم ضرورت آشنايي و استفاده‌ي كاربر از فنون و سيستم‎هاي نوين

سرعت پردازش

بسيار زياد

زمان‌بر

دقت و صحت نتايج

بسيار زياد (امكان بازبيني و ارزيابي مجدد نتايج)

امكان بروز خطاهاي عملياتي و انساني زياد

ذخيره و نگهداري اطلاعات

ذخيره‌ي آسان با حجم بسيار كم به صورت فايل امنيت اطلاعات ذخيره شده

نگهداري به صورت اسنادي و كتابخانه‎اي با حجم زياد و امكان مخدوش شدن اطلاعات

 با اجراي اين اصل مهم تلفات آب، زمين، نيروي‌كار،‌ بذر و ديگر عوامل توليد، به ميزان چشم‌گيري كاهش مي‎يابد. روابط اجتماعي توليد به صورت رضايت‎بخشي اصلاح مي‎شود. اختلاف و درگيري‎هاي ناشي از پراكندگي زمين‎ها به پايان مي‎رسد و به‎طور كلي زمينه‎هاي بيشتر و مناسبتري براي فعاليت‎هاي كشاورزان و بالاخره سودآوري بخش كشاورزي فراهم مي‎آيد. در عين ‎حال شرايط براي سرمايه‌گذاري بيشتر فعاليت‎هاي كشاورزي كه عموماً همراه با استفاده از دستاوردهاي علمي و فني مي‎باشد، مهيا مي‌شود.

در منطقه مورد مطالعه (اراضي زير كشت روستاي روشت بزرگ) به‎دليل ويژگي‎هاي طبيعي از نقطه نظر كمبود منابع آب و اقليم مناسب منطقه و همچنين از نظر ويژگي‎هاي اجتماعي (جمعيت زياد منطقه) اقتصاد كشاورزي و پراكنش اراضي زراعي در قطعات كوچك، يكپارچه‌سازي اراضي به‌منظور پويا ساختن اقتصاد منطقه و حل موانع و مشكلات موجود ضروري مي‌باشد.

علاوه بر معرفي يكپارچه‌سازي اراضي، در اين پژوهش تلاش شد قابليت‎ها، ضرورت‎ها و چشم‎انداز آينده‌ي GIS در حيطه‌ي مسايل توسعه‎ي روستايي به‎طور اعم و فرايند يكپارچه‌سازي اراضي به‎طور اخص بررسي و ارايه شود.

در تمام مراحل‎كار، از جمع‎آوري داده‎ها و تهيه‌ي نقشه تا طبقه‌بندي و تلفيق لايه‎ها، جايگاه كارشناس در كنار كارايي‎هاي GIS به منصه‌ي ظهور مي‌ر‌سد، به‎طوري‎كه وي بايد در تمام مراحل با توجه به يافته‎هاي علمي، ديدگاه‌هاي كارشناسي خود را لحاظ نمايد‌ كه اين خصوصيت سيستم كاربرد آن را در علوم مختلف به‎ويژه منابع ‎طبيعي گسترش داده است. با وجود محاسن بسيار زياد GIS، كاربرد اين سيستم در كشورهاي جهان سوم با مشكلات و موانعي مواجه مي‌باشد. فاصله‌ي زياد بين ظهور فن‎آوري و آموزش آن‌ها در كشورهاي جهان سوم، هزينه‌ي زياد امكانات سخت افزاري و نرم افزاري و همچنين كمبود نيروي آموزش ديده و متخصص از آن جمله مي‌باشد.

 7ـ2ـ پيشنهادها

مطالعه‌ي فرايند يكپارچه‌‌سازي اراضي و تو‌سعه‌ي روستايي در جهان و ايران نشان مي‌دهد كه پديده‎ي پراكنش اراضي اغلب در كشورهايي‎ مشاهده مي‌شود كه مالكيت خصوصي به‎عنوان يكي از عوامل تشكيل دهنده‌ي ساختار فضايي اراضي زراعي به رسميت شناخته شده است از‌اين‌رو با توجه به تحولات اقتصادي و اجتماعي و تحولات ساختاري، اين موضوع به ‎عنوان يك معضل اقتصادي و اجتماعي‎ (ساختاري) مطرح بوده ‎است.

خوشبختانه امروزه يكپارچه‎سازي و تجهيز و نوسازي زمين‎هاي آبي كشور به‎عنوان يك نياز در جامعه‌ي روستايي‌كم و بيش شناخته‎ شده و در حال گسترش است. بنابراين به‌منظور ادامه و اشاعه‎ي هرچه بيشتر و سريعتر اين حركت ساختاري، پيشنهادهايي به شرح زير ارايه مي‌شود:

1.    به‌منظور شناساندن هرچه بيشتر طرح يكپارچه‌سازي، تجهيز و نوسازي اراضي آبي كشور به كشاورزان، از رسانه‎هاي گروهي، خصوصا صدا و سيما، استفاده لازم به عمل آيد.

2.    سازمان آموزش و تحقيقات معاونت ترويج و نظام‌هاي بهره‌برداري وزارت جهاد كشاورزي در زمينه‌ي شناخت و آگاهي‎دادن به كشاورزان در مورد مزيت‎هاي چنين طرحي كوشش بيشتري مبذول دارد. با برگزاري دوره‎هاي آموزشي، زمينه‎ي تحول فرهنگي و در عين‎حال مشاركت مالي آن‌ها را در اجراي طرح فراهم آورد.

3.       در تخصيص منابع ضمن رعايت تراز فيزيكي، اولويت خاصي به اين طرح داده شود.

4.       در تامين نهاده‎هاي كشاورزي، اولويت به زمين‎هاي يكپارچه داده شود.

5.    دولت و مجلس با وضع قانون در جهت رفع موانع حقوقي مربوط به مالكيت زمين‎ها به ويژه خريدوفروش و معاوضه‌ي قطعات تلاش نمايند به نحوي‌كه ‌به يكپارچه‌سازي بيشتر زمين‎هاي كشاورزي منجر شود و همچنين با وضع مقررات خاص از پراكندگي مجدد زمين‎ها جلوگيري نمايد.

در خصوص به‌كارگيري GIS لازم به‎ذكر است كه در كشورهاي جهان سوم نخست فن‌آوري GIS خريداري و سپس در زمينه‌ي آموزش آن اقدام مي‌شود يا اين‎كه افراد با اتكا به فراست‌ خود در ‌اين زمينه اقدام مي‌كنند و تجاربي بدست مي‌آورند. مابين ورود فن‌آوري و خريداري آن و استفاده‌ي بهينه و كاربردي از آن هميشه فاصله‎ي نسبتاً طولاني وجود دارد به‎طوري كه گاهي طي يك نسل فن‌آوري دگر‌گون مي‌شود؛ قبل از اين‎كه از فن‌آوري خريداري‎شده نسل قديم استفاده موثر به عمل آيد فن‌آوري جديد خريداري مي‌شود. به نظر مي‌رسد در زمينه‎ي آموزش GIS بايد اقدامات زير صورت پذيرد:

1.       انتشار مجلات و خبرنامه‎ها،

2.       بر‌گزاري سمينارها و كنفرانس‎ها،

3.       افزايش و توجه بيشتر به واحدهاي در‌سي و امكانات رايانه‏اي در دانشگاه‎ها.

فهرست گرفتگاهان

1.       آدام بن ديويد، وال؛ برنامه‌ريزي توسعه‌ي نواحي روستايي.

2.    آرونوف، استفان (1375) سيستم‎هاي اطلاعات جغرافيايي؛ ترجمه‌ي سازمان نقشه‌برداري كشور، انتشارات سازمان نقشه‌برداري كشور.

3.       آسايش، حسين (1374) اصول و مباني برنامه‌ريزي روستايي؛ پيام نور.

4.    افتخاري، عبدالرضا ركن‎الدين (1372 ـ 1371) فرايند يكپارچه‎سازي اراضي زراعي و توسعه‌ي روستايي؛ رساله‌ي دوره‌ي دكتراي دانشگاه تربيت مدرس.

5.    ــــــــــ (1374) «بررسي ديدگاه‎هاي مختلف در ارتباط با فرايند يكپارچه‎سازي اراضي زراعي (قسمت اول)» فصلنامه‌ي تحقيقات جغرافيايي، 36.

6.    ــــــــــ (1375) زمينه‎هاي انجام يكپارچه‎سازي اراضي زراعي در جهان با تاكيد بر ايران؛ مجموعه مقالات اولين كنفرانس اقتصاد كشاورزي، دانشگاه سيستان‎وبلوچستان.

7.    بافكر، هوشنگ (1366) بررسي پديده‎هاي پراكندگي زمين‎‏هاي زراعي در گزآباد (بيرجند)، تهران: مركز تحقيقات روستايي و اقتصاد كشاورزي.

8.    پرهيزگار، اكبر (1372) ارايه‌ي الگوي مناسب مكان‎گزيني مراكز خدمات شهري با تحقيق در مدل‎ها و GISشهري؛ رساله‌ي دوره‌ي دكتراي دانشگاه تربيت مدرس.

9.       پورمرعشي، سيدمحمد (1375) يكپارچه‎سازي زمين‎هاي كشاورزي در ايران و كشورهاي ديگر؛ سازمان برنامه و بودجه، 11.

10.   حيدري، غلامرضا (1375) «يكپارچگي اراضي و توسعه‌ي كشاورزي در ايران» اقتصاد كشاورزي و توسعه، 13.

11.   ديكسون، كريس (1377) توسعه‌ي روستايي در جهان سوم؛ پريدخت فشاركي؛ چ 1، انشارات علمي دانشگاه آزاد اسلامي.

12.   رحيميون، علي اصغر (1379) «امكان سنجي كاربرد GIS در تحليل مناسب اراضي شهري» مجموعه مقالات همايش ژئوماتيك.

13.   رضي، علي اكبر (1373) «نقش GIS در برنامه‎ريزي‎هاي توسعه‌ي ‎ملي» نشريه‌ي علمي و فني سازمان نقشه‎برداري كشور، 5، 3.

14.   زاكس، ولفانگ (1376) نگاهي نو به مفاهيم توسعه؛ فريده فرهي و وحيدبزرگي.

15.   زبيري و دالكي (1371) اصول تفسير عكس‎هاي هوايي؛ انتشارات دانشگاه تهران.

16.   صفي‌نژاد، جواد (1355) نظام‎هاي توليدي جمعي (بنه)؛ تهران: انتشارات توس.

17.   طاهري، محسن (1375) «اطلاعات سنجش از دور براي GIS» نشريه‌ي علمي و فني سازمان نقشه‎برداري كشور، 3.

18.   كامران، فريدون (1374) توسعه و برنامه‌ريزي روستايي؛ انتشارات آواي نور.

19.  كليتون، اف. پتري اي. (1371) نظام‎هاي نظارت براي پروژه‎هاي توسعه‌ي كشاورزي و روستايي؛ قدرت الله معمارزاده؛ وزارت جهادسازندگي.

20.   كوچكي، عيوض و حميد خياباني (1375) مباني اكولوژي كشاورزي؛ چ 3، جهاد دانشگاهي مشهد.

21.   كياپور، يحيي (1376) «فن‌آوري‎هاي جديد ارتباطي و تاثير آن‌ها بر جوامع معاصر» فصلنامه‌ي پژوهش دانشگاه امام صادق،4.

22.   ماهنامه علمي تخصصي وزارت كشاورزي (1376) كشاورزي ايران، افق‎هاي تازه.

23.   مجتهدزاده، غلامحسين (1368) مقدمه‌اي بر اصول و مباني برنامه‌ريزي منطقه‌اي؛ وزارت آموزش و پرورش.

24.  مخدوم، مجيد (1377) «الگويي براي برنامه‌ريزي توسعه‌ي ‎پايدار در برنامه‌ي سوم توسعه‌ي كشور» مجموعه مقالات اولين همايش تدوين برنامه‌ي سوم توسعه‌ي كشور، سازمان برنامه و بودجه.

25.  مدني، مصطفي (1372) «تركيب فتوگرامتري و سيستم‎هاي اطلاعات جغرافيايي GIS» نشريه‌ي علمي و فني سازمان نقشه‎برداري كشور، 4، 3.

26.   مديري، مهدي (1378) اشاره‎اي به سيستم‏هاي اطلاعات جغرافيايي GIS؛ چ 2، انتشارات سازمان جغرافيايي.

27.   مركز آمار ايران (1374) نتايج سرشماري جاري جمعيت سال 1370؛ مركز آمار ايران.

28.   ــــــــــ (1377) نتايج تفضيلي سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375 (شهرستان بناب)؛ مركز آمار ايران.

29.   نوريان، فرشاد (1379) «طراحي و مكان‌يابي پارك‎هاي ‌شهري با به‎كارگيري ابزار GIS‌» مجموعه مقالات همايش ژئوماتيك.

30.  هاكسهولد، ويليام (1375) مقدمه‌اي بر سيستم‌هاي اطلاعات جغرافيايي شهري؛ ترجمه‌ي فرشاد نوريان؛ مركز اطلاعات جغرافيايي شهر تهران.

31.   Bernhardsen, Tor (2002) Geographic Information Systems, An Itntroduction; John Wiley & Sons, INC

32.   Dave, B. and G. Schmit (1994) “Information System for Urban Analysis and Design Development” Environment and Planning B: Planning and Design, Vol. 21, pp. 83 – 96.

33.   Holmberg, S. C. (1994) “Geoinformatics for Urban and Regional Planning” Environment and Planning B: Planning and Design, Vol. 21, pp. 5 – 19.

34.   Huxhold, William E (1991) An Introduction to Urban Geographic Information Systems, Oxford.

35.   Maceachren, Alanm (1998) “Cartography, GIS and the World Wide Web, Progress” Human Geography, Vol. 22, No 4, pp. 575 – 585.

36.   Madhava, Rao V. and Herman Rajender R. (1998) “Geographic Information System (GIS) Application in Micro Level Planning” Journal of Rural Development, Vol. 17, pp. 481 – 493.

37.   Martin, David (1990) Geographic Information System and Socioeconomic Analyses, Mackays of Chatham, U. K.

38.  Pradhan, A. K. and Gtripathy Keshav (1996) A Conceptual Framework of Spatial and Nonـspatial Database for the Development of an Efficient Geographic Information System, NIC, Newdeb.

39.   Raghavana, Masumoto S., M. Shibayama and K. Shiono (1996) Development of an Online GIS for a Network Environment: Possible Applications In Hazard Risk Management and Environmental, Osaka, Japan.

40.   Thong C. M. and W. G. Wong (1997) “Using GIS to Design A Traffic Information Database for Urban Transportation Planning” Compute Environ and Urban System, Vol. 21, No. 6.

41.   Webster, C. J. (1994) “GIS and Scientific Inputs to Urban Planning (Part 2) Prediction and Prescription” Environment and planning B: Planning and design, Vol. 21, pp. 145 ـ 157.

با تشکر از علیرضا آصفی